أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

فهرست و مقدمه 43

قانون ( فارسى )

به هر علم ديگر است و كسى مىتواند سخن خود را درست و منطقى و قابل فهم ، دربارهء هر علمى به زبان يا قلم جارى كند ، كه نخست قواعد دستورى و لغوى زبان مبدأ خود را به خوبى فراگرفته و بتواند مقصود خويش را به نحو وافى به مقصود بيان كند . آن‌گاه در فصل دوم به علم منطق مىپردازد و اين علم را بر ديگر علوم مقدم مىدارد ، زيرا علم منطق مشتمل است بر قوانين سخن و كلام و براى پژوهش در هر علمى بدان نياز هست . در واقع ، منطق راهبر خرد است به سوى راه درست و استوار . فارابى ، همچون ارسطو ، علم منطق را از فلسفه جدا كرده است . آن‌گاه رياضيات را در مقدمهء علوم عقلى قرار داده است ، زيرا رياضيات از جمله علوم برهانى است و بر ديگر علوم فلسفه نيز به سبب استحكامى كه در قوت استدلال دارد ، مقدم است . فارابى ، علم طبيعى و الهى را در فصل چهارم يك جا مطرح كرده است ، زيرا از ديدگاه او ، هر دو علم به موجودات طبيعى مىپردازند ؛ با اين تفاوت كه در يكى موجودات به وجود مطلق يا « واجب الوجود » متصل مىشوند و در ديگرى در باب خود « واجب الوجود » مورد توجه قرار مىگيرد . فصل پنجم از كتاب احصاء العلوم به « حكمت عملى » يا همان اخلاق اختصاص يافته است . اين ترتيب از طبقه‌بندى ، با نظريهء فارابى در كتاب ديگرش التنبيه على سبيل السعادة هماهنگى دارد . « 1 » خوارزمى و كتاب مفاتيح العلوم ابو عبد اللّه محمد بن احمد بن يوسف خوارزمى ( م 387 ق ) كه كتاب مفاتيح العلوم خود را براى ابو الحسن عتبى ، وزير دانشمند نوح بن منصور سامانى نگاشت « 2 » ، با تأليف اين كتاب ، كوشش جديدى براى ارائهء طبقه‌بندى علوم به كار برد . به نظر مىرسد كه خوارزمى در تأليف اين كتاب ديدگاهى فلسفى داشته ، ولى بيشتر كوشيده است ، فهرستى از همهء علوم عصر خويش و جزئيات آن ، حتى اصطلاحات علمى آن روزگار به صورتى « دايرة المعارفى » ارائه دهد . او در مقدمهء كتاب مىگويد كه قصد ندارد همهء علوم را طبقه‌بندى كند ، بلكه هدف اساسى او ، ارائهء فهرستى از اصطلاحات خاص هر علم است تا كاتبان ديوان از هر علمى اطلاع اجمالى حاصل كنند . « 3 » به همين سبب ، خوارزمى توضيح چندانى در باب ديدگاه‌هاى

--> ( 1 ) . ابو نصر فارابى ، همان . ( 2 ) . همو ، التنبيه على سبيل السعادة ، حيدرآباد دكن ، 1346 ق ، ص 26 - 15 . ( 3 ) . دربارهء او ، نك : مقدمهء حسين خديوجم ، بر ترجمهء فارسى كتاب .